تبلیغات
امیدِ آخرینِ فاطمه سلام الله علیها

           امیدِ آخرینِ فاطمه سلام الله علیها
                                       شرمنده که جای آمدن،می‌گوییم آقا "تو "چه وقت پیش ما می‌آیی ؟ 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
حمایت می کنیمــ...
 

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید


متن قابل کپی در ادامه مطلب
مادر شهیدی می گفت: وقتی فرزند اولم در جبهه بود، پسر کوچک ترم آمد تا اجازه
حضور در جبهه را بگیرد. به او گفتم فعلا برادرت هست، تو تکلیفی نداری. هر چه اصرار کرد
اجازه ندادم. تا آنکه یک روز صبح وقتی نماز صبح را خواندیم، به او گفتم برو خواهرت
را هم بیدار کن تا نمازش قضا نشود .
پسرم گفت لازم نیست خواهرم نماز بخواند! با تعجب پرسیدم چرا؟
گفت وقتی ما خوانده ایم، او دیگر تکلیفی ندارد. گفتم این چه حرفی است که می زنی؟
پاسخ عجیبی داد. گفت: شما میگویی برادرت جبهه هست و تو تکلیفی نداری، من حرف
شما را تکرار می کنم. او باید تکلیف خودش را انجام دهد و هم من وظیفه خودم را.
در برابر این استدلال زیبای پسرم، حرفی برای گفتن نداشتم. اجازه دادم
تا به جبهه برود. مدتی بعد عازم شد، اما به محض آنکه به اهواز رسید، خبر شهادت برادر
بزرگ ترش را به او دادند، گفتند برو معراج شهدا و پیکر برادرت را تحویل بگیر.
گفت من آمده ام اینجا برای جنگ. مردم ما آنقدر معرفت دارند که پیکر برادرم را
به خانواده ام برسانند و با عزت تشییع کنند.
 از همان جا به جبهه رفت و درست همان روزی که مراسم چهلم پسر بزرگم را برگزار
می کردیم، خبر شهادت او را هم شنیدم. وقتی پیکرش را آوردند، به من نشان نمی دادند،
اما وقتی داخل قبر قرارش دادند، گفتم من باید بچه ام را ببینم، کارش دارم.
رفتم، بندهای کفن را باز کردم و یک شاخه گل روی سینه اش گذاشتم. گفتم پسرم
الان که دفن می شوی، میهمان اهل بیت علیهم السلام خواهی شد؛ مدیون مادرت هستی اگر این شاخه گل را
از طرف من به حضرت زهرا سلام الله علیها، هدیه نکنی .

مبادا غافل شویم و روزمرگی ما را از حضور تاریخی خویش غافل کند .

    سید شهیدان اهل قلم



طبقه بندی: یاران آخرالزمانی سیدالشهدا علیه السلام،
[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


آهنگ نامت یامهدی ...

جانم را به التهاب می کشاند ...

و اشک را می کشاند به پهنای صورتم ...

دلمان تنگ شده آقا ...

بچه هایمان ، کوچه ها ، ساختمانها، خیابان حتی به نام تو هستند ...

برای تو و به یاد تو در هر غم و مرگ و تولد و شروع و پایانی که درود می فرستیم بر رسول خدا ...

تو را نیز می خواهیم و آمدنت را ...

اما نکند اجابت نشود دعای ما ... آمدنت ، دیدنت ...

یا اباصالح ...

کم توانیم و پرتوقع ...

نیازمان تویی ، ولایتت آقا ...

دست نیاز ...

نیازمند را رد نکن مولا ...

دست به دامانیم ...

طراح قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
!-- PersianStat -->