تبلیغات
امیدِ آخرینِ فاطمه سلام الله علیها

           امیدِ آخرینِ فاطمه سلام الله علیها
                                       شرمنده که جای آمدن،می‌گوییم آقا "تو "چه وقت پیش ما می‌آیی ؟ 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
حمایت می کنیمــ...
 

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

دوستان خوبم
 سلام
 امروز شعری رو دیدم از جناب آقای حمیدرضا برقعی . خیلی زیبا بود با خوندنش خاطرات دوران کودکی برام زنده شد ، مطمئنم این شعر برای شما هم تداعی کننده خاطرات زیادی هست . خاطره از روزهایی که گوشه چادر مادر رو می گرفتیم و می رفتیم توی مجلس عزای امام حسین (ع) می نشستیم . یادش به خیر ، انگار همین دیروز بود !



خانه پیرزن ته کوچه

پشت یک تیر برق چوبی بود

پشت فریاد های گل کوچک

واقعا روزهای خوبی بود

 

پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر

منتظر بود در زدن ها را

دم در می نشست و با لبخند

جفت می کرد آمدن ها را

 

روضه خوان محله می آمد

میرزا  با دوچرخه آهسته

مثل هر هفته باز خیلی دیر

مثل هر هفته سینه اش خسته

 

"ای شه تشنه لب سلام علیک"

ای شه تشنه لب...چه آوازی

زیر و بم های گوشه ء دشتی

شعرهای وصال شیرازی

 

می نشستیم گوشهء مجلس

با همان شور و اشتیاقی که...

چقدر خوب یاد من مانده

در و دیوار آن اتاقی که -

 

یک طرف جملهء"خوش آمده اید

به عزای حسین"بر دیوار

آن طرف عکس کعبه می گردد 

دور تا دور این اتاق انگار


 گوشه گوشه چه محشری برپاست

توی این خانهء چهل متری

گوش کن! دم گرفته با گریه

به سر و سینه می زند کتری

 

عطر پر رنگ چایی روضه

زیر و رو کرده خانهء اورا

چقدر ناگهان هوس کردم

طعم آن چای قند پهلو را

 

تا که یک روز در حوالی مهر

روی آن برگ های رنگا رنگ

با تمام وجود راهی کرد

پسری را که برنگشت از جنگ

 

هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز

پستچی نامه از عزیز نداشت

کاشکی آن دوشنبهء آخر

روضهء میرزا گریز نداشت

 

پیرزن قطره قطره باران شد

کمی از خاک کربلا در مشت

السلام و علیک گفت و سپس

روضهء قتلگاه اورا کشت

 

مربع

 

تاهمیشه نمی برم از یاد

روضهء آن سپید گیسو  را

سالیانی است آرزو دارم

کربلای  نرفتهء او را




طبقه بندی: حرف دل،
[ پنجشنبه 12 شهریور 1394 ] [ 09:16 ق.ظ ] [ منتظر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


آهنگ نامت یامهدی ...

جانم را به التهاب می کشاند ...

و اشک را می کشاند به پهنای صورتم ...

دلمان تنگ شده آقا ...

بچه هایمان ، کوچه ها ، ساختمانها، خیابان حتی به نام تو هستند ...

برای تو و به یاد تو در هر غم و مرگ و تولد و شروع و پایانی که درود می فرستیم بر رسول خدا ...

تو را نیز می خواهیم و آمدنت را ...

اما نکند اجابت نشود دعای ما ... آمدنت ، دیدنت ...

یا اباصالح ...

کم توانیم و پرتوقع ...

نیازمان تویی ، ولایتت آقا ...

دست نیاز ...

نیازمند را رد نکن مولا ...

دست به دامانیم ...

طراح قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
!-- PersianStat -->